بر همین اساس یک مدرسه در لیورپول به دنبال استفاده از بوها و صداهاست تا بتواند نمرات دانشآموزان را بهتر کرده و به آنها در به خاطر آوردن اطلاعات و دروس مختلفشان کمک کند.
آنها معقتدند میتوان با تحریک احساسات بویایی و شنیداری دانشآموزان در حین درس خواندن به یادگیری بهتر درس در آنها کمک کرد.
گرگ ها حیوانات باهوشی هستند که می توانند خود را با شرایط گوناگون تطبیق دهند
در خانواده ی سگ های وحشی، گرگ ها جزء بزرگترین ها هستند.
گرگ ها 42 دندان دارند.
گوش های گرگ ها گرد و پوزه شان پهن است.
گرگ ها به صورت گروهی زندگی می کنند.
گرگ ها برای حفاظت از قلمرو خود به گرگ های متجاوز حمله می کنند
چیزی که بیش از همه جمعیت گرگ ها را تهدید می کند، فقدان محل سکونت می باشد.
گرگ ها می توانند حیوانات سالم را شکار کنند، اما به طور طبیعی حیوانات ضعیف و بیمار را به دام می اندازند.
حس بویایی گرگ 100 برابر قوی تر از انسان ها است.
در زمستان، گرگ ها از دمشان برای گرم نگه داشتن صورتشان استفاده می کنند.
گرگ ها با زوزه کشیدن به یکدیگر سلام می کنند، موقعیتشان را نشان می دهند، مرز قلمروشان را تعریف می کنند و اعضای گروه خود را صدا می کنند.
گرگ ها بیش از یک سوم زمانشان را در حرکت به سر می برند.
پای جلویی گرگ ها بزرگتر از پای عقبی آن هاست.
تعداد گروه گرگ ها کمتر از 8 تا است.
یک گرگ می تواند 10 کیلو از شکارش را در یک وعده ی غذایی بخورد
گرگ ها دارای بیش از 200 میلیون سلول بویایی هستند.
دم گرگ آویزان می شود در حالی که دم سگ رو به بالا و مجعد است.
شوگان لقب رهبران مبارزی بود که از اواخر قرن دوازدهم تا اواسط قرن نوزدهم بر ژاپن فرمانروایی می کردند.
کلمه شوگان در زبان ژاپنی به معنی فرمانده بزرگ است. امپراتور ژاپن ابتدا این عنوان را به افسرانی داد که آن ها را به مبارزه با قبایل و سرکوب شورشیان در ناحیه مرزی شمالی در اواخر قرن هشتم می فرستاد.
در سال 1192، امپراتور عنوان شوگان را به رهبر نظامی یوریتومو از خانواده میناموتو داد. یوریتومو یک انجمن شوگان یا دولت مبارزان را در کاماکورا تاسیس کرد. شوگان کاماکورا تا سال 1333 پابرجا ماند و در امور نظامی و مدنی با دربار امپراتوری در کیوتو مشارکت می کرد.
خانواده آشیکاگا در سال 1338 یک انجمن شوگان را در ناحیه موروماچی کیوتو تاسیس کردند. شوگان های آشیکاگا ضعیف و عاجز از اداره امور بودند. این دوران مصادف با ظهور طبقه جدیدی از جنگجویان به نام سامورایی بود. در سال 1603، طایفه توکوگاوا ایاسو رقیبان خود را شکست داد و جایگاه خود را به عنوان رییس شوگان کل کشور تثبیت کرد.
چشم انداز
در سال 1603 ایاسو قوی ترین انجمن یا حکومت شوگان را در ادو (توکیوی امروزی) تاسیس کرد. در سال 1867 شوگان ها از قدرت کناره گیری کردند و اداره امور را به امپراتور سپردند.
پلیس مقابله با جعل اسکناس
به دنبال جنگ داخلی پول جعلی به قدری در آمریکا رایج شده بود که میگفتند حجم آن به یک سوم کل پولهای رایج رسیده است و در نتیجه دولت مجبور به مداخله شد. در 1865 پلیس ویژهای برای مقابله با جعل اسکناس در وزارت خزانهداری تشکیل شد تا پیش از آنکه پولهای قلابی اقتصاد ملی را فلج کنند با آنها مقابله کند. این پلیس هنوز هم فعال است، اما امروزه بیشتر با کت و شلوار سیاه مامورانش و ماشینهای غول پیکرش شناخته میشود، که وظیفه محافظت از رییسجمهور و سایر مقامات رده بالای سیاسی را دارد.
يكي از عجيب ترين كشفيات انسان دسترسي به فضا است كه پيچيدگي و مشكلات خاص خود را دارد. راه يابي به فضا پيچيده است، چرا كه بايد با بسياري از مشكلات روبرو شد.
مثلا:
- وجود خلا در فضا
- مشكلات گرما و حرارت
- مشكل ورود مجدد به زمين
- مكانيك مدارها
- ذرات و باقي مانده هاي فضا
- تابش هاي كيهاني و خورشيدي
- طراحي امكانات براي ثابت نگه داشتن اشيا در بي وزني
ولي بزرگترين مشكل ايجاد انرژي لازم براي بالا بردن فضاپيما از زمين است كه براي درك اين موضوع بايد به بررسي طرز كار موتورهاي موشك پرداخت. در يك ديدگاه ساده، مي توان موتورهاي موشك را به آساني و با هزينه اي نسبتا كم طراحي كرد و حتي آن را به پرواز درآورد اما اگر بخواهيم مسئله را در سطح كلان بررسي كنيم با مشكلات و پيچيدگي هاي بسياري مواجه هستيم و اين موتورهاي موشك (و به خصوص سيستم سوخت آن ها) آنقدر پيچيده است كه تا به حال تنها سه كشور توانسته اند با استفاده از اين فناوري انسان را در مدار زمين قرار دهند.
در اين مقاله ما موتورهاي موشك هاي فضايي را مورد بررسي قرار مي دهيم تا با طرز كار و پيچيدگي هاي آن ها آشنا شويم.
نكات پايه اي:
عموما وقتي كسي درباره موتورها فكر مي كند، خود به خود مطالبي درباره چرخش برايش تداعي مي شود.براي مثال حركت متناوب پيستون در موتور بنزيني كه انرژي چرخشي براي به حركت در آوردن چرخ ها را توليد مي كند. و يا موتور الكتريكي كه با توليد ميدان الكتريكي كه با توليد ميدان مغناطيسي نيروي چرخشي براي پنكه يا سي دي رام توليد مي كنند. موتور بخار هم به طور مشابه كار مي كنند.
ولي موتور موشك از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشك ها موتورهاي واكنشي هستند.اساس كار موتور موشك برپايه ي قانون معروف نيوتون است كه مي گويد: “براي هر كنش واكنشي وجود دارد به مقدار مساوي ولي درجهت مخالف آن”. موتور موشك نيز جرم را در يك جهت پرتاب مي كند و از واكنش آن در جهت مخالف سود مي برد.
البته تصور اين اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واكنش) ممكن است در ابتدا كمي عجيب به نظر بيايد، چرا كه در عمل بسيار متفاوت مي نماياند. انفجار، صدا و فشار چيزهايي است كه در ظاهر باعث حركت موشك مي شود و نه “پرتاب جرم”.
بگذاريد تا با بيان چند مثال تصويري بهتر از واقعيت را روشن كنم: ● اگر تا به حال با اسلحه ي(به خصوص سايز بزرگ آن) shotgun شليك كرده باشيد، متوجه مي شويد كه ضربه ي بسيار قوي اي، با نيروي بسيار زياد به شانه شما وارد مي كند.
يك اسلحه مقدار 1 انس فلز را به يك جهت و با سرعت 700 مايل در ساعت شليك مي كند و در واكنش شما را به عقب حركت مي دهد.
● اگر تا به حال شير آتش نشاني را ديده باشيد، متوجه مي شويد كه براي نگه داشتن آن بايد نيروي بسيار زيادي را صرف كنيد (اگر دقت كرده باشيد گاهي 2 يا 3 آتش نشان يك شير را نگه مي دارند) كه در اين جا شير آتش نشاني مثل موتور موشك عمل مي كند.
شير آتش نشاني، آب را در يك جهت پرتاب ميكند و آتش نشان ها از نيرو و وزن خود استفاده مي كنند تا در برابر واكنش آن مقاومت كنند. اگر آن ها اجازه بدهند تا شير رها شود، شير به اين طرف و آن طرف پرتاب مي شود.
حال اگر آتش نشان ها روي يك اسكيت برد ايستاده باشند شير آتش فشاني آن ها را با سرعت زيادي به عقب مي راند.
● اگر يك بادكنك را باد كنيد و آن را رها كنيد، بادكنك به پرواز در مي آيد، تا وقتي كه هواي داخل آن به طور كامل خالي شود. پس مي توان گفت كه شما يكم موتور موشك ساخته ايد. در اين جا چيزي كه به بيرون پرتاب مي شود مولكول هاي هواي درون بادكنك هستند.
بسياري از مردم فكر مي كنند كه مولكول هاي هوا اهميتي ندارند، در حالي كه اينطور نيست. هنگامي كه شما به آن ها اجازه مي دهيد تا از دريچه بادكنك به بيرون پرتاب شوند، بر اثر واكنش به وجود آمده بادكنك به جهت مخالف پرتاب مي شود.
در ادامه براي درك بهتر موضوع، به مثالي دقيق تر اشاره مي كنم:
● سناريوي توپ بيسبال در فضا:
شرايط زير را تصور كنيد، مثلا شما لباس فضانوردان را پوشيده ايد و در فضا در كنار فضاپيما معلق مانده ايد و چندين توپ بيسبال در دست داريد. حال اگر شما توپ بيسبال را پرتاب كنيد، واكنش آن بدن شما را به جهت مخالف توپ حركت مي دهد.
سرعت شما پس از پرتاب توپ به وزن توپ و شتاب وارده بستگي دارد. همانطور كه مي دانيم حاصلضرب جرم در شتاب برابر نيرو است، يعني: F=m.a
همچنين ميدانيم كه هر نيرويي كه شما به توپ وارد كنيد، توپ نيز نيرويي مساوي ولي در جهت مخالف به بدن شما وارد ميكند كه همان واكنش است. پس مي توان گفت: m.a=m.a
حال فرض مي كنيم كه توپ بيسبال 1 كيلو گرم وزن داشته باشد و وزن شما و لباس فضايي هم 100 كيلوگرم باشد. پس با اين حساب اگر شما توپ بيسبال را با سرعت 21 متر در ساعت پرتاب كنيد. يعني شما با دست خود به يك توپ بيسبال 1 كيلو گرمي، شتابي وارد كرده ايد كه سرعت 21 متر در ساعت گرفته است. واكنش آن روي بدن شما تاثير مي گذارد، ولي وزن بدن شما 100 برابر توپ بيسبال است. پس بدن شما با 100/1 سرعت توپ بيسبال (يا 0.21 متر بر ساعت) به عقب حركت مي كند.
حال اگر شما مي خواهيد از توپ بيسبال خود قدرت بيش تري بگيريد، شما دو انتخاب داريد: افزايش جرم يا افزايش شتاب وارده شما مي توانيد يا يك توپ سنگين تر پرتاب كنيد و يا اينكه شما مي توانيد توپ بيسبال را سريع تر پرتاب كنيد (شتاب آن را افزايش دهيد)، و اين دو تنها كارهايي است كه مي توانيد انجام دهيد.
يك موتور موشك نيز به طور كلي جرم را در قالب گازهاي پرفشار پرتاب مي كند؛ موتور گاز را در يك جهت به بيرون پرتاب مي كند تا از واكنش آن در جهت مخالف سود ببرد. اين جرم از مقدار سوختي كه در موتور موشك مي سوزد بدست مي آيد.
عمليات سوختن به سوخت شتاب مي دهد تا از دهانه خروجي موشك با سرعت زياد بيرون بيايد.
وقتي سوخت جامد يا مايع مي سوزد و به گاز تبديل مي شود، جرم آن تغيير نمي كند بلكه تغيير در حجم آن است. يعني اگر شما مقدار يك كيلو سوخت مايع موشك را بسوزانيد مقدار يك كيلو جرم با حجمي بيشتر، از دهانه خروجي موشك با دماي بالا و سرعت زياد خارج مي شود. عمليات سوختن، جرم را شتاب مي دهد.
بياييد تا بيش تر درباره ي نيروي پرتاب بدانيم:
نيروي پرتاب:
قدرت موتور يك موشك را نيروي پرتاب آن مي گويند. نيروي پرتاب در آمريكا به صورت (پوند) ponds of thrust و در سيستم متريك با واحد نيوتون شناخته شده است (هر 4.45 نيوتون نيروي پرتاب برابر است با 1 پوند نيروي پرتاب).
هر يك پوند نيروي پرتاب (4.45 نيوتون) مقدار نيروي است كه مي تواند يك شي 1 پوندي (453.59 گرم) را در حالت ساكن مخالف نيروي جاذبه زمين نگه دارد.
بنابر اين در روي زمين شتاب جاذبه 21 متر در ساعت در ثانيه (32 فوت در ثانيه در ثانيه) است
روبات : كلمه « روبات » يا « روبوت » از نمايشنامه علمي – تخيلي كارل چاپك نويسنده دهه 1920 چك واسلواكي اقتباس شده است .
چهل سال پس از اين تكنولوژي جديد « روبوتيك صنعتي » پا به عرصه گذاشت و امروز روبت ها دست هاي مكانيكي بسيار خودكارند كه كامپيوتر آنها را هدايت مي كند .
كاربرد هاي صنعتي روبات ها را در زمان كنوني مي توان به سه گروه زير دسته بندي كرد :
1) حمل مواد ، تخليه و بار گيري : در اين حالت كار روبات ها ، جابه جه كردن مواد و قطعات از جايي به جايي ديگر است .
2) كاربردهاي فرايندي : اين كاربرد ها عبارتند از نقطه جوشكاري ، جوش كاري قوسي ، رنگ پاشي و عملياتي كه در آنها وظيفه روبات كاربرد ابزاري خاص براي انجام برخي كارهاي توليدي در كارگاه هاست .
3) مونتاژ و بازرسي : هر دو كارهاي متمايز در اين گروه قرار مي گيرند . مونتاژ با روبات توجه بسياري را به خود جلب كرده است ، زيرا امكانات بالقوه زيبادي دارد . روبات هاي بازرسي نيز با استفاده از حساسه ها ، مشخصات محصول را اندازه گيري مي كنند .
در سه جدول آتي تاريخچه مختصري از پيشرفت تكنولوژي روبات ها ، تعداد روبات هاي ساخته شده ، و كارهاي امروز و فرداي روبات ها را تقديم مي داريم .
سير تاريخي پيشرفت هاي تكنولوژي روبوتيك و كاربردهاي مهم روبوت نيمه هاي قرن هيجدهم جي دو وكانسون عروسكهاي مكانيكي به اندازه انسان ساخت كه موزيك مي نواختند
1801 ژاكار دستگاهي براي بافندگي ساخت كه برنامه پذير بود
1805 « ميلادرت » عروسكي مكانيكي ساخت كه مي توانست نقاشي كند .
1946 « جي سي دول » مخترع امريكايي وسيله اي براي كنترل ساخت كه مي توانست علائم الكتريكي را به طور مغناطيسي ثبت كند و آنها را دوباره براي كار يك ماشين مكانيكي باز سازي نمايد .
1951 ساخت تله اپراتور ( بازوي مكانيكي با منترل از راه دور ) براي كار با مواد پرتوزا ( راديو تكتيو )
1952 اولين نمونه ماشين كنترل عددي پس از چند سال كار در MIT به ناميش در آمد . بخشي از زبان برنامه ريزي آن ( Automatically Programmed Tooling ) APT بعدها تكامل يافت و در سال 1961 منتشر شد .
1854 « كن داورد » مخترع بريتانيايي تقاضاي ثبت اختراع روبوت را مطرح كرد .
1959 شركت پلانت نخستين روبوت تجاري را عرضه كرد . اين روبوت با بادامك و كليد حدي كنترل مي شد .
1960 نخستين روبوت يوني ميت « unimate » بر پايه « انتقال برنامه ريزي شده كالا » عرضه شد . اين روبوت داراي محرك هيدروليكي بود و در آن از اصول كنترل عددي براي مهار بازوي مكانيكي استفاده شده بود . 1961 در كارخانه فورد ، روبوتي يوني ميت براي راهبري ماشين ريخته گري تحت فشار نصب شد .
1966 يك شركت نروژي روبوتي براي رنگ پاشي نصب كرد .
1968 روبوت سياري به نام شيكي ( Shaky ) در موسسه پژوهشي +استانفورد ساخته شد . اين روبوت داراي حساسه هاي گوناگون از جمله دوربين حساسه هاي لمسه كننده بود و مي توانست به اطراف حركت كند . 1971 « دست استانفورد » يك دست برقي روبوت بود ، در دانشگاه استانفورد ساخته شد .
1973 تين زبان برنامه ريزي روبوت كامپيوتري به نام ويو « Wave » و به دنبال آن زبان ال « AL » در موسسه پژوهشي استانفورد عرضه شد . بعدها اين دو زبان به زبان تجاري وال « VAL » تبديل شدند .
1974 شركت « آ.ث .آ » روبوتي كاملاً برقي به نام IRb6 عرضه داشت .
1974 شركت سين سيناتي روبوت T3 را با كنترل كامپيوتري عرضه كرد .
1975 روبوت « زيگما » ي « اليوتي » در عميلات مونتاژ به كار گرفته شد ؛ اين يكي از نخستين كاربردهاي روبوت در خط مونتاژ بود .
1978 روبوت RUMA ( ماشين يونيورسالبرنامه پذير براي مونتاژ ) عرضه شد .
1980 سيستم « برداشتن از جعبه » با روبوت در دانشگاه ردآيلند به نمايش درآمد . اين روبوت توانست با استفاده از بينايي ماشين ، قطعات پراكنده را از جعبه بردارد .
1981 يك روبوت با محرك مستقيم در دانشگاه « كارنگي ملون » ساخته شد . در اين روبوت از يك الكتروموتور نصب شده روي بازوي مكانيكي ، بدن استفاده از رابط هاي مكانيكي معمول در اكثر روبوت ها ، استفاده شده بود .
1982 شركت IBM پس از چند سال تلاش روبوت RS-1 را عرضه كرد كه داراي قابي جعبه اي بود و از بازويي با لغزنده قطري استفاده مي كرد . در برنامه آن از زبان برنامه ريزي AMC ( تهيه شده بوسيله IBM ) استفاده شده بود .
1983 گزارش هايي در مورد پژوهش هاي شركت وستيتگهاوس به سرپرستي بنياد علوم امريكا در مورد « سيستم مونتاژ برنامه پذير و قابل تطبيق » منتشر شد كه طرح آزمايشي براي برنامه ريزي انعطاف پذير خط مونتاژ با استفاده از روبوت محسوب مي باشد .
1984 چند نوع سيستم برنامه ريزي غير مستقيم در نمايشگاه روبوت 8 عرضه شد . اين سيستم ها اين امكان را فراهم آورده كه برنامه روبوت را بتوان با استفاده از تبادل گرافيكي بر روي كامپيوتر هاي شخصي تهيه و سپس به روبوت منتقل كرد
آكوردئون يك آلت موسيقي است كه بر اصل دمه آهنگري و دميدن هوا، ساخته شده است. صدا در اثر عبور با فشار هوا از زباله هاي فلزي كه روي دستگاه تعبيه شده اند به وجود مي آيد. رد پاي پيشرفت و تكامل اين وسيله موسيقي، شايد به سال هاي خيلي دوري باز مي گردد.
زباله هاي فلزي كه قسمتي از اين آلت موسيقي را تشكيل مي دهند. براي اولين مرتبه به وسيله چيني هاي قديم براي يك دستگاه موسيقي كه به چنگ معروف است، به كار برده شدند. بعداً در قرن شانزدهم فكر تعبيه قفسه هاي چوبي به آلتي كه بر اساس دم آهنگري ساخته مي شد به وجود آمده و به اين ترتيب آكوردئون اوليه پيدايش يافت.
بديهي است كه در اثر باز و بسته شدن دمه كه موجب جريان هوا مي شود، زباله هاي فلزي به ارتعاش در مي ايند. به كليدها يا دكمه هاي زبانه ها فشار آورده مي شود و در نيتجه لرزش و نوسان، زبانه ها انواع آهنگ ها را در آكوردئون، به وجود مي آوردند.
صفحه دكمه اين آلت موسيقي، شبيه همان چيزي است كه در پيانو هم به كار رفته است و اختراعي است كه به قرن بيستم مربوط مي شود. اولين آلت موسيقي كه مي توان آن را جد آكوردئون فعلي دانست به وسيله شخصي اتريشي بنام داميان در سال 1829 درست شد و به ثبت رسيد.
آن طور كه معلوم است آكوردئون تا سال 1910 فقط در كشورهاي اروپائي شهرت داشت و سپس با آمريكائي ها معروف گرديد. اين آلت موسيقي از آن تاريخ تا كنون به طرق زيادي تكامل يافته است و در سال 1937 براي اولين بار در يك اركستر سمفونيك مورد استفاده قرار گرفت.
پيانو آكوردئون داراي 120 كليد باس در يك طرف بوده و 41 دكمه سه تايي روي صفحه اي – از نوع پيانو – قرار دارد. برخلاف، ديگر وسايل موسيقي كه بر اثر كوشش يك يا چند نفره به وجود آمده اند، طبل از ابتداي زندگي بشر اوليه وجود داشته است. انواع مختلف طبل به وسيله انسان هاي اوليه مورد استفاده قرار گرفته اند كه رد پاي تاريخچه بعضي از انواع آنها حتي به زمان پيدايش كره زمين مي رسد.
احتمالاً اولين بار از طبل به عنوان وسيله اي كه اهالي يك قبيله به هم خبر بدهند يا همديگر را صدا بزنند استفاده شده است؛ يا اين كه طبل زدن نوعي دادن علامت جنگ بوده است. تا اين كه در همان زمان ها اين وسيله كم كم به صورت يك وسيله موسيقي درآمد. چون انسان هاي وحشي در مبارزه با ارواح شيطاني آنرا به كار مي بردند و طبل زدن براي آنها يك مفهوم مذهبي داشت. بنابراين در مراسم آنها شامل رقص و پايكوبي هم بوده و طبل يك وسيله پر اهميت به شمار مي رفته است. انسان هاي اوليه طبل هائي را كه با اَشكال مختلف ساخته شده بود به كار مي بردند. مثلاً طبلي را كه از يك تنه تو خالي درخت درست شده بود و پوست حيوانات را روي آن كشيده بودند، به كار مي بردند. يا طبل هاي خيزران كه از قسمت هاي خالي ني درست مي شد و با چوب آن را مي زدند. حتي بعضي ها هم بدن خود را محكم به زمين مي كوفته اند، تا صدائي شبيه صداي طبل برخيزد!
استفاده از طبل در ميان مردم مصر باستان خيلي مرسوم بوده است.
طبل مصري عبارت از طبل كوچكي بود كه با دست حمل مي شد، عبري ها هم طبلي را به كار مي برده اند كه قسمي از طنبور بود كه گاهي با دست، زده مي شد و گاهي با چوب. چيني ها و ژاپني ها هم از زمانه قديم، صاحب اين آلت موسيقي بوده اند.
سرخپوستان آمريكائي از طبل نه تنها براي فرستادن پيام يا در رقص و پايكوبي استفاده مي كردند بلكه آن را براي پيش بيني هوا به كار مي بردند؛ زيرا عقيده داشتند هر وقت بخواهد باران ببارد آن پوستي كه روي طبل كشيده شده است سفت خواهد شد. بنابراين اين علامتي بود براي باراني بودن هوا!
چه موقع اولين هواپيما، پرواز كرد؟
افسانه هاي قديمي نقل مي كنند كه بشر هميشه سعي مي كرده، به نحوي عمل پرواز را انجام دهد. براي مثال، «ايكاروس» و «دائه دالوس» از جمله كساني بودند كه سعي كردند با بال هائي كه از پر و موم ساخته بودند پرواز كنند. ولي اين آزمايش مدت صدها سال، مرگ بسياري را كه خواستند دوباره آزمايش را امتحان كنند، فراهم آورد. يعني وقتي بال هاي شكننده ساخته شده را با دست بر پشتشان مي بستند و از ارتفاعات بلندي خود را پرتاب مي كردند موجب مرگشان مي شد. بدين ترتيب كم كم بشر متوجه اين نكته شد كه انسان هرگز نمي تواند با تقليد از طرز پرواز پرندگان، در هوا به پرواز درآيد.
بنابراين يك وسيله جديدي بايد اختراع يا درست مي شد و تا آنجائي كه مي دانيم «راجر بيكن» اولين كسي بود كه پيشنهاد كرد: «ممكن است با ساختن موتوري كه يك نفر هدايت آن را بر عهده داشته باشد، به اين آرزوي ديرينه جامه عمل بپوشاند يعني عمل پرواز در هوا را انجام دهد.»!!
در قرن هفدهم، توجه بشر به پروازهاي «سبك تر از هوا» معطوف گرديد. بنابراين اولين پرواز با بالون هائي كه از هواي گرم و هيدروژن پر مي شدند انجام گرفت. گر چه يكي از معايب بزرگ بالون اين بود كه ساكنين بالون كاملاً در اختيار و دستخوش تغييرات هوا بودند و دائماً به وسيله باد اين طرف و آن طرف برده مي شدند. به اين ترتيب، بشر هنوز براي رسيدن به يك پرواز واقعي راه زيادي در پيش داشت.
اولين ماشين پرواز، سنگين تر از هوا، يك هواپيماي بي موتوري ساده بود كه در سال 1804 ساخته شد. ظرفيتش، 154 اينچ مربع بود كه روي يك ميله نصب شده بود و داراي دُمي هم در عقب بود. در سال 1848، «جان استرينگ فلو»، اولين كسي بود كه هواپيماي يك باله را که به وسيله نيروي بخار به حركت در مي آمد، ساخت. طول اين هواپيما سي پا بود. پس از اين كه آزاد مي شد، به تدريج بالا مي رفت و با يك وسيله ساده اي هم كه روي آن نصب كرده بودند مي توانستند صعود آن را متوقف كرده و فرود ايند.
روسها ادعا مي كنند كه يك نفر روسي به نام الكساندر موژائيسكي، در سال 1882 اولين كسي بوده كه با يك هواپيماي بخاري، پرواز كرده است. در 1896 دكتر «ساموئل پيريونت لنگلي» توانست يك پرواز موفقيت آميز انجام دهد. بدين معني كه توانست 3250 پا با سرعت 25 ميل در ساعت پرواز كند. بال هواپيماي او، 16 پا طول داشت.
در 17 دسامبر 1903، «اوريل رايت» شروع به ساختن يك موتور براي هواپيماي خود كرد يعني با قدرت خود هواپيما را به هوا برد. البته اين يك پرواز با استاندارد امروزي نبود و فقط 120 پا با سرعت 31 ميل در هر ساعت، ارتفاع مي گرفت. ولي همين هم كافي بود كه آوريل و برادرش ويلبر را مصمم سازد كه براي اولين بار هواپيمائي ساخته و پرواز دهند و پرواز آن به وسيله نيروي بخار نباشد، بلكه با قدرت خود هواپيما، به پرواز در آيد.
بالاخره معروفست كه يك نفر به نام « پرستون واتسون» پرواز موفقيت آميزي را در سال 1902 با يك هواپيماي دو باله اي كه موتور در آن كار گذاشته بودند، انجام داد. ولي اين ادعا تا به حال رسماً تأييد نگرديده است.